پرده از چهره پارادوکسیکال اصلاح طلبان بر افتاد
پرده از چهره پارادوکسیکال اصلاح طلبان بر افتاد!
سینا ربیعی
به بهانه اخراج الهه راستگو از حزب اسلامی کار

این گروه همواره بر شایسته سالاری و ترجیح منافع جامعه بر منافع فرد تأکید نموده و در شعارها و برنامه های تبلیغاتی خود آن را در بوق و کرنا کرده است ، حالا چه شده است که الهه راستگو که انصافاً هم رأی بجایی داده و فردی شایسته که همگان بدان اذعان می کنند را انتخاب نموده ، اسب تروا می خوانند. با این تفاسیر آیا نمی توان میرحسین موسوی و مهدی کروبی و بسیاری دیگر از فعالان سیاسی که منویات دشمن را در کشور خواسته یا ناخواسته پیاده می کردند،گله های اسب تروا نامید؟!
اصلاح طلبان راستگو را از جمع خود راندند، هنگام سخنرانی او در شورای شهر جلسه را ترک نمودند و در نهایت نیز از حزب اخراجش نموده به همفکران خود در محیط فیس بوک توصیه نمودند که به خانم راستگو زنگ زده و ضمن ایجاد مزاحمت تلفنی و... او را تهدید کنند. آیا این رفتار با گزاره های اصلاح طلبی در تعارض نیست؟!
حال خود بنگرید اصولگرایان(منظور افراد و گروههایی که قائل به حفظ اوصل نظام مقدس جمهوری هستند) اصلاح طلب هستند یا این طیف خود اصلاح طلب خوانده؟!
نمونه هایی از این دست در جریانی که در ایران از آن با عنوان اصلاح طلب یاد می شود بسیار است و این نیز مشت نمونه خرورار بود. کافی است به رفتار و عملکرد این جریان در سالهای ۷۶ تا ۸۴ و حتی بعد از آن با افرادی مانند هاشمی و کروبی و ... مراحعه کنید تا به حقیقت برسید که اصلاح طلبی فقط نامی است برای رسیدن بر منافع حزبی و گروهی و بعضاً شخصی!
نقطه سر خط؛ پنجره ای است برای انتقال و انتشار دغدغه هایم!