« مدیریت کارآمد شهردار تهران» شمشیر داموکلس بالای سر«جریان انحرافی»
« مدیریت کارآمد شهرداری تهران»
شمشیر داموکلس بالای سر «جریان انحرافی»
کمتر از دوماه تا برگزاری انتخابات ریاست جمهوری یازدهم زمان باقی است و کاندیداهای احتمالی به انحای مختلف در کوشش برای معرفی خود به مردم هستند. تاکنون بیش از 30 شخصیت سیاسی بصورت تلویحی از کاندیداتوری خود در انتخابات سخن رانده و یا در رسانه ها از آنان یاد شده است. پر واضح است از بین اسامی مطرح شده، نمی تواند بیش از 8 الی 10 نفر تأیید صلاحیت شود چرا که بیشتر آنان نمی توانند به عنوان رجل سیاسی صلاحیت حضور در رقابت نفس گیر انتخابات را احراز کنند و یا به دلیل حضور رقیبان قدرتمند صحنه را خالی می می کنند. در این میان از افرادی مانند آقایان هاشمی رفسنجانی، ولایتی، قالیباف، حداد عادل، محسن رضایی، سعید جلیلی، لنکرانی، فتاح، حسن روحانی، عارف، جهانگیری، کواکبیان، محمد شریعتمداری، الهام، مشایی و خاتمی بیشتر از سایرین یاد می شود.
در خصوص اسامی یاد شده و براساس اخبار منتشره در رسانه ها و تجربه سیاسی می توان گفت که احتمال حضور آقای هاشمی رفسنجانی به دلیل کهولت سن و همچنین هراس از شکست سه باره در انتخابات بسیار ضعیف به نظر می رسد، هر چند که گفته می شوند هاشمی به دنبال مطرح کردن حسن روحانی به عنوان کاندیدای اصلاح طلبان است. خاتمی نیز خود می داند بر اساس مواضعش در دوران فتنه و تبری نجستن از آن به احتمال زیاد رد صلاحیت خواهد شد.از نظر نگارنده حتی اگر خاتمی تأیید صلاحیت هم بشود از ترس شکست در انتخابات و اینکه نتواند کشور را اداره کند و وجهه نسبتاً مقبول خود را در بین بخشی از مردم به خطر اندازد، احتمالاً از حضور در صحنه، شانه خالی خواهد کرد.
آقایان فتاح وجلیلی تصمیمی بر حضور ندارند و دیگران نیز در هاله ای از ابهام به سر می برند.
مهمترین گزینه های مطرح در سپهر سیاسی کشور کاندیداهای ائتلاف 1+2 ، دولت (جریان موسوم به انحرافی)، جبهه پایداری و مستقل ها هستند هر چند جریان اصلاحات در سردرگمی به سر برده و تاکنون به جمع بندی واحد نرسیده امانباید از آنها غافل شد.
جبهه پایداری آقای لنکرانی را به عنوان کاندیدای احتمالی و البته نهایی معرفی کرده و دولت نیز در حال سبک و سنگین کردن گزینه های خود برای انتخابات است و به نظر می رسد در جریان میتینگ 60 هزار نفری در استادیوم آزادی تا حدودی امیدهای خود را از معرفی مشایی برباد رفته می بیند و باید برای ماندن در قدرت طرفی دیگر بربندد.
از نظر نگارنده کاندیدای ائتلاف 1+2 ، دولت، جبهه پایداری و طیف مستقل رقابت سختی را در پیش رو خواهند داشت و دولت نیز در این رهگذر رقیب اصلی خود را ائتلاف 1+2 بصورت اعم و آقای قالیباف بطور اخص می بیند.از این رو و همانطور که در مقاطعی در رسانه ها منعکس گردید این جریان در صدد تخریب نامبرده است و آقایان محسن رضایی و لنکرانی نیز می توانند از وجود اختلافات در بین دو جریان یاد شده بهره برده و احتمالا اقبال مردم را به سمت خود جلب کنند.
اما محمد باقر قالیباف رزمنده سالهای دفاع مقدس و فرمانده لشکر، برادر شهید که سابقه فرماندهی نیروی هوایی سپاه، رئیس پلیس کشور، ستاد مبازه با قاچاق کالا و همچنین مدیریت 8 ساله شهرداری را در کارنامه خود دارد توانسته چهره ای کارآمد از خود نشان دهد و عملکرد مثبت و موفق وی به ویژه در شهرداری تهران توانسته از وی مدیری کارآمد و لایق بسازد که همگان بر این مهم اذعان می کنند. (این نکته در ملاقات قالیباف با مراجع عظام تقلید در قم نیز مشهود بود). لذا کارنامه درخشان وی به عنوان شمیر داموکلس بالای سر دولت و کاندیدای او سنگینی نموده و احتمال هر گونه تخریب ایشان از سوی این جریان قابل تصور است. البته از حق نگذریم برآیند عملکرد دولت در طول 8 سال به لطف فعالیتهایش در 4 سال اول مثبت است اما عملکرد شهردار تهران که توانسته مدیریتی علمی، خرد محور، مبتنی برکار گروهی ، اخلاق مدار و برنامه محور را ارائه کند، مورد توجه عامه مردم و نخبگان قرار گرفته و ایشان را گزینه اصلی پیروزی در انتخابات آتی معرفی میکند.
کوتاه سخن اینکه مدیریت آقای قالیباف در دوره 8-7 ساله در شهراری تهران می تواند به عنوان یک پایلوت برای اداره کشور باشد، کلانشهری که اداره آن (انصافاً) کمتر از اداره یک کشور نیست. بر همین پایه و بر اساس پرهیز از انجام «آزمون و خطا» و «آزموده را آزمودن» و «هندوانه در بسته انتخاب نمودن» و... باید بیشتر بیاندیشیم و شخصی لایق را انتخاب کنیم چرا که دوران دوران آینده نگری و پیشرفت است باید رئیس جمهوری لایق برگزینیم که شایسته ایران و ایرانی باشد. (انشاءا...)

نقطه سر خط؛ پنجره ای است برای انتقال و انتشار دغدغه هایم!