آقاي هاشمي قدر خود را بشناسيد!
آقاي هاشمي قدر خود را بشناسيد!
سینا ربیعی
این روزها صحبت از تأیید و یا رد صلاحیت آقای هاشمی رفسنجانی بالا گرفته است، عده ای بر این عقیده اند که آقای هاشمی به دلیل کهولت سن و ناتوانی جسمانی و عدم کشش بدنی و فکری برای اداره قوه مجریه کشور رد صلاحیت خواهد شد اما دیگرانی بر این نظرند که آقای هاشمی به دلیل تصدی پست ریاست بر مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضویت در مجلس خبرگان رهبری و همچنین با این استدلال که مدیریت علم مدیریت دانشهاست و آقای هاشمی می تواند با در احتیار گرفتن مدیران زبده این نقص را جبران کند، منتظر تأیید صلاحیت ایشان هستند.

ما فرض را بر این می گیریم که آقای هاشمی تأیید صلاحیت شود، در چنین شرایطی نکات ذیل قابل تأمل و مداقه است:
۱. در این دوره از انتخابات و در جریان تبلیغات کاندیداها، آقای هاشمی بابد افراد امینی را که در صدد است اختیار و زمام امور را در دستان آنها قرار دهد معرفی نماید تا مردم بدانند رئیس جمهوری که خود فاقد توان جسمی و احیاناً روحی برای مدیریت کشور است، این امور را به چه کسانی خواهد سپرد. با ملحوظ نمودن این نکته که کشور ما احتمالاً با بحران های عدیده ای در دوره ۴ سال آینده با توجه به وضعیت خاور میانه و جهان ومباحث معیشتی و اقتصادی در داخل مواجه خواهد شد.
۲. ذکر این نکته نیز ضروری است که در آمدن آقای هاشمی به صحنه دو گروه خود را پیروز می دانند؛ جریان موسوم به اصلاحات به رهبری سید محمد خاتمی که بر این نظرند که توانسته اند بار مقابله با نظام را بر دوش هاسمی بگذارند و خود ماهی مرادشان را صید کنند، لذا این جریان و سران آن تلاش خواهند کرد که هاشمی در هیچ مرحله ای انصراف ندهد و احتمالا اقای هاشمی را به سمتی سوق خواهند داد که حاکمیت دوگانه را کلید بزند. همان کاری که در مورد معین، موسوی و کروبی انجام دادند.
اما پیروز دیگر ، جریان موسوم به دولت و یا انحرافی است که می خواستند هم زمین بازی و هم حریفان را خودشان طراحی و مشخص کنند. بر همین اساس گفتند اگر رقیب ما هاشمی و یا خاتمی باشد با ایجاد دو قطبی پیروز خواهیم شد. بنابراین تاکنون هاشمی در پازل دوم خردادی ها و انحراف نقش ایفا نموده است.
البته ایفای نقش همچنان ادامه دارد مگر اینکه هاشمی فی البداهه ادامه نقش را خودش مدیریت کند و...
۳. بی تردید دوره به دوره رقابت کاندیداها برای کسب ریاست بر قوه مجریه سخت تر می شود در این اثنا هاشمی باید به مبارزه با افرادی برود که سالهاست برای ریاست جمهوری برنامه ریزی کرده اند، افرادی نظیر محسن رضایی و قالیباف مدتهاست که در حال مطالعه و برنامه نویسی برای اداره کشور هستند. هاشمی با این افراد جوان، با نشاط و پر امید باید مبارزه کند که حاضرند در مناظرات رودر رو ساعت ها به بحث بنشینند، آقای هاشمی با این ضعف جسمی و روجی با مناظرات چه می خواهد بکند، از همه مهم تر با لرزش دستانش که گویای ضعف اوست چه خواهد کرد. او که نمی تواند همچون احمدی نژاد به سفرهای اتسانی برود و ... بی تردید پاشنه آشیل هاشمی لرزش دستانش است که نمی تواند از دید مردم پنهان کند بنابراین می شود حکایت " چیز " موسوی و " کف کردن" کروبی و نتیجه نیز روشن است!
۴. حال بایددید چه کسی به فکر آقای هاشمی است ، کسانی که به وی توصیه می کنند با حفظ آبروی خود انصراف دهد و یا کسانی که بی خبر از حال و روز ایشان و صرفاً به دلیل تأمین خواسته های حزبی و گروهی خود، در تلاشند هاشمی را تا آخر هل دهند!؟ قضاوت با شخص آقای هاشمی است.
۵. بحمد الله کشور ما روز به روز در حال پیشرفت است، درست است در مقاطعی با اختلالاتی روبرو شده اما برآیند فعالیتها پیشرفت و سیر صعودی حرکت را نشان می دهد، لذا بر اساس مطالعات جامعه شناختی و روانشاسانه می توان به این جمع بندی رسید که مردم ما به عقب برنمی گردند و سعی می کنند که همواره افراد جدیدی را برای اداره کشور خود انتخاب کنند و فرصت با به کسانی بدهند که آزموده نشده اند و در عین حال از برنامه و سابقه روشن و مثبتی برخوردار بوده و در عین حال مدیر و مدبر هستند.
با توصیه ای به آقای هاشمی مطلب را به پایان می بریم که " آقای هاشمی قدر خورد را بشناسید!"
نقطه سر خط؛ پنجره ای است برای انتقال و انتشار دغدغه هایم!