علی مطهری متهوری سطحی نگر!
او نـه مدرس زمان است و نـه عامــل MI6
سینا ربیعی
مطلبم را با یک مثال آغاز می کنم:
در یک آزاد راه حادثه بزرگی اتفاق افتاده ، در اثر یک تصادف زنجیره ای تعدادی جان باخته و خسارتهای مالی زیادی بر مصدومان وارد آمده. گزارش شاهدان عینی حکایت از آن است که دو دستگاه خودور اتوبوس در اثر انحراف از مسیر بزرگراه و عبور از خط ممتد [حریم آزاد راه] با خودرویی که در شانه سمت راست اتوبان پارک بود( به آهستگی در حال حرکت بوده و یا دچار نقص فنی شده) برخورد کرده و باعث بروز تصادف زنجیره ای و جان باختن بسیاری از مسافران شده است.
حال از آقای علی مطهری نماینده محترم مردم تهران که این روزها سعی می کند در خصوص انواع موضوعات مربوط و نامربوط اظهار نظر کند سوال می کنیم، مقصر این حادثه کیست و چگونه باید عامل آن را تشخیص داده و یا با عوامل تصادف چگونه برخورد کرد؟
با شناختی که این روزها از علی مطهری پیدا کرده ایم ، احتمالاً ایشان پاسخ خواهد داد که مقصر اصلی خودرویی است که در کنار آزاد راه متوقف بوده و این خودرو مقدمه تصادف شده بنابراین مقصر اصلی است و باید خسارت های وارده را پرداخت کند. اما نیک می دانیم که بر مبنای عقل و قانون مقصر اصلی این حادثه دو دستگاه اتوبوسی است که ضمن عبور از خط ممتد(حریم آزاد راه) که می تواند حاکی از سرعت غیر مجاز، خواب آلودگی و یا ناتوانی از کنترل، مهار و هدایت وسیله نقلیه باشد، بوده و این دو دستگاه خودرو ضمن پرداخت خسارت باید به پارکینگ منتقل شده، راننده آنها تا اطلاع ثانوی از رانندگی محروم و یا گواهینامه آنها باطل شود. البته خودوریی که در حاشیه بزرگاه متوقف شده نیز به دلیل توقف در محل پارک ممنوع، جریمه می شود. اما مسبب اصلی حادثه دو دستگاه اتوبوسی است که از حریم بزرگراه خارج شده اند.
با بررسی این مثال ساده، به روشنی درمی یابیم که خودروی متوقف شده در حاشیه بزرگراه و دو خودرویی که با آن برخورد کرده اند، دارای تخلفاتی بوده اند اما به هیچ وجه جنس و میزان این تخلف و بی مبالاتی رانندگان آنها یکسان نیست و نباید با آنها یکسان برخورد شود،از سویی دیگر انجام یک جرم توسط کسی نمی تواند دلیلی بر انجام جرم بزرگتر توسط دیگران باشد. نکته مهمی که متأسفانه آقای مطهری در پاسخ به اظهارات آقای محمد جواد لاریجانی بدان اذعان نموده است:
" ... یک جرم بزرگ اتفاق افتاده است ولی توجه به یک جرم بدون توجه به جرمهایی که مقدمه این جرم بوده و توسط طرف مقابل انجام شده است و اگر انجام نمی شد این جرم بزرگ نیز اتفاق نمی افتاد، بدور از عدالت و انصاف است."
به اصل موضوع بازمی گردیم:
آقای علی مطهری ـ فرزند استاد شهید مطهری ـ طی اظهاراتی غیر تخصصی در خصوص حوادث خرداد 88 ، سعی کرده ضمن استخفاف جرم عاملان فتنه 88 آن را تا سطح یک اختلاف پایین بیاورد. ایشان متذکر شده اند برای رفع این سوء تفاهم[!] باید هر سه نفر مسبب که به زعم ایشان آقایان موسوی، کروبی و احمدی نژاد هستند، محاکمه شوند. البته آقای احمدی نژاد در آستانه انتخابات 88 به دلیل ارائه برخی رفتارهای اشتباه و بی موقع این شائبه را در اذهان ایجاد نمود که وی در آستانه انتخابات سعی در خریدن رأی مردم دارد. پرداخت سود سهام عدالت، اختصاص سهام به خبرنگاران و اهالی رسانه در آستانه انتخابات، توزیع سیب زمینی رایگان و... اینها از جمله اتهاماتی است که به آقای احمدی نژاد وارد می شود. البته اظهارات ایشان در 13 خرداد 88 و در جریان مناظره با میر حسین موسوی و اتهاماتی که به آقایان ناطق نوری و فرزندان هاشمی وارد کرده و در ادامه در صدد اثبات آن بر نیامد نیز از جمله ایراداتی است که بر وی وارد و زمینه ساز اتخاذ برخی مواضع شده است.
اما حوادثی که در خرداد 88 رخ داد به هیچ وجه در اثر توزیع سیب زمینی رایگان، پرداخت سود سهام عدالت و... و یا حمایت برخی از اعضای شورای نگهبان ـ به گفته آقای علی مطهری ـ از رئیس دولت وقت نبود. بلکه ریشه ای عمیق دارد. ساده انگاری است اگر فکر شود که این حوادث در اثر یک سری سوء تفاهمات رخ داده باشد. اگر به حوادث رخداده در سال 88 با دقت بیشتری بنگرید به این مهم اذعان می کنید که حوادث 88 کاملاً برنامه ریزی شده بود و میر حسین موسوی و کروبی در این جریانات مستحیل شده و در فرآیند استحاله از عاملان پشت صحنه نیز پیشی گرفتند.
خساراتی که اقدامات سران فتنه بر کشور متحمل کرد بر کسی پوشیده نیست، در شرایطی که کشور و انقلاب در آستانه یک خیز عظیم برای پیشرفت و توسعه و صدور انقلاب به عنوان الگویی عملی و بی بدیل برای تمام انسانها و ملت های آزادی خواه و مستقل بود عملکرد این افراد ضمن تحمیل خسارتهای مالی و جانی، 8 ماه کسب و کار مردم و امنیت کشور را دچار اختلال کرد.
مواردی که آقای مطهری مطرح می کنند برای آسیب شناسی رفتار کلیه نیروهای دخیل در حوادث 88 بسیار خوب و به جاست، اما قضاوت در خصوص اتهامات و اقدامات صورت گرفته از سوی سران فتنه و... نیازمند حضور متخصصان امر در این حوزه است. با نگاهی به رفتار آقایان روشن می شود که نظام مقدس جمهوری اسلامی با رحمت و عطوفت کامل برخورد نموده است، این آقایان علیرغم تأکید مقام معظم رهبری بر پیگیری شکایات از طریق شورای نگهبان همچنان بر ادعاهای واهی خود اصرار کرده و حتی برای بازشماری 10 درصد صندوق ها به انتخاب کاندیداها در حضور نمایندگانشان و همچنین دوربین ها حاضر نشدند. این مهم بیانگر این نکته بارز و حیاتی است که سران فتنه خود می دانستند که در انتخابات تقلبی صورت نگرفته اما از روی لجاجت و تغافل سعی در بر هم زدن قاعده بازی داشتند..
اظهارات آقای مطهری در نطق میان دستور باعث شد تا عده ای او را مدرس زمان بنامند و عده ای دیگر وی را عامل MI6 قلمداد کردند. فارغ از اینگونه اظهار نظرها باید اذعان نمود که آقای علی مطهری یک نیروی انقلابی است، این مهم از مواضع ایشان در خصوص مسائل فرهنگی، مساله فلسطین و سیاست خارجی مشهود است اما در تحلیل مسائل سیاست داخلی دچار مشکل شده و متأثر از برخی القائات جریان های سیاسی بسیاری از فاکتورها و شاخص های مهم دخیل در مساله را نادیده گرفته است. به نظر می رسد گروهی از شخصیت و موقعیت ایشان سوء استفاده نموده و تلاش می کند مقاصد و برنامه های خود را از زبان این نماینده بیان کند. لذا می توان به عنوان جمع بندی مبحث گفت:
آقای علی مطهری نه مدرس زمان است و نه عامل MI6 ، بلکه متهوری سطحی نگر است که هنوز در نیافته که پیاده نظام برخی جریان های سیاسی زاویه دار با نظام شده و در زمین فتنه گران بازی می کند. او هنوز این مساله را فهم نکرده که اقدامات و مواضع اخیرش در راستای منافع کسانی است که قاتلان اندیشه پدرش بوده و هستند.
این مطلب در مشرق نیوز بازنشر شد.
نقطه سر خط؛ پنجره ای است برای انتقال و انتشار دغدغه هایم!